خانه / هنرمندان الیگودرز / نگاهی به چهار دختر بچه اثر پیکاسو توسط حسین رضایی

نگاهی به چهار دختر بچه اثر پیکاسو توسط حسین رضایی

چهار دختر بچه اثر پیکاسو بدعتی در افراختگیِ خیال و صیرورتِ ذهن است، که فراخنای رؤیا را تا فرارَوی از سرحداتِ ناممکن‌ها می‌گستراند.

پیکاسو را با نقاشی‌هایش می‌شناسیم و به یاد می‌آوریم، با سبکِ غریبِ “کوبیسم”اش، که شعفِ شدیدِ او از تلفیقِ مبهوت‌کننده‌ی رنگ‌ها، لذتِ انتزاعی‌اش از امتزاجِ وهم‌گونِ فرم‌های ارگانیک و هندسی، و مکاشفات و توهمات‌اش از دگردیسیِ اشیاء و مجسمه‌هایی که واقعیت را به پرسش می‌گیرند را بازتاب می‌دهد.

اما پیکاسو که او را یک نقاشِ عجیب‌الخلقه‌ و طُرفه‌سازِ صِرف می‌پنداشتیم، به حوزه‌ای دیگر هم سرک کشید، که حتی در تصوراتِ دورِ ما قرابتی با ذهنِ رَسامِ او نداشت؛ نمایشنامه! و او چه باشکوه، مجهز و آراسته به این وادیِ غریب دخول می‌کند.

پیکاسو با ذهنیتِ نقاشانه و روحیه غالب‌شکنِ خود به سراغ ادبیات رفت، و آتش‌بازی بهت‌آوری به راه انداخت، و در مقامِ یک آنارشیستِ بی‌باک، ملغمه‌ی شگفت‌انگیزی از واقعیت، خیال، وهم، هوس و رؤیا را پدید آورد، و آروزهای محال را در روایتی شگفت از معجونِ نالَخت و متلونی از نور، رنگ و تصویر تجسد بخشید، که شعشعه‌ی فروغِ نامتعارف‌اش چشم‌ها را خیره کرد.

او بازیِ مبهوت‌کننده‌ای را با کلمات می‌آغازد، و متهورانه، چونان سلحشوری بی‌پروا، گستره‌ی بیکرانه‌ی ادبیات را جولانگاهِ تاخت و تاز بیرحمانه‌ی خود قرار می‌دهد.

نمایشنامه “چهار دختر بچه” بدعتی در افراختگیِ خیال و صیرورتِ ذهن است، که فراخنای رؤیا را تا فرارَوی از سرحداتِ ناممکن‌ها می‌گستراند.او این قرائتِ نفسِ غریب را با افسارگسیختگیِ رعب‌آوری در خیال‌ورزی و رؤیاپردازی به انجام می‌رساند.

“چهار دختر بچه اثر پیکاسو ” حسِ پرشورِ زمانه‌ی کودکی را فوران می‌دهد، و ستایشی است از پاکی، معصومیت، و خلاقیتِ بیکران و پیش‌بینی‌ناپذیر دوران کودکی.

نگاهی به چهار دختر بچه اثر پیکاسو توسط حسین رضائی

پیکاسو با نمایشی ساختارشکنانه، قواعد ادبیات را به ریشخند می‌گیرد، و سوار بر سمند سرکشِ بی‌قیدی، با دژم‌خوییِ هراس‌آوری گستره‌ی چشم‌نواز ادبیات را لگدمال می‌کند. و از آن بنای باشکوه تنها خاکستری برجای می‌گذارد.
او بی‌توجه به قواعد سجاوندی، ساختار نحوی را از هم می‌‌گسلد، و بی‌هیچ پایبندی به اسلوب‌های نگارش، تسلسلِ بی‌پایانی از واژگان، جملات و مفاهیمِ نامتجانس، بی‌قاعده و ناهمگون را تردیف می‌کند.
خواندنِ “چهار دختر بچه” به دلیل ففدان فعل، استفاده‌ی افراطی از صفات عالی، ترکیبات اضافیِ پرشمار، مسلسل، مطول و بی‌پایان، دشوار است، و موجب می‌شود خواننده تمرکز و شکیبایی خود را از کف داده، نَفَس‌اش به شماره بیفتد.
این نمایشنامه فافدِ داستان، روایت، پیرنگ، آغاز، اوج و پایان است، هیچ نقطه‌ی عطف، حادثه و کنشِ جذابی در آن به چشم نمی‌خورد. و صرفاً ریتمی ترتیل‌وار و نامتوازن از واژگانِ ناهمبسته و بی‌ارتباط است.
“چهار دختر یچه”، این روایتِ پرشمارِ ناروایت‌ها، خواننده را به بازیِ سرخوشانه‌ای با زبان دعوت می‌کند، و کنکاشی حسرت‌بار به دوران کودکی و بی‌دردی است.

پیکاسو با مهرورزیِ زایدالوصفی کودکان را به بازی‌های باطراوت، وحشیانه و فارغ‌‌البال از زندگی، عشق و مرگ دعوت می‌کند، و شاعرانگیِ جنون‌آسایی را از بطنِ کج‌ریختی، بی‌نظمی و ناترتیبی به پیدایی می‌آورد.
“چهار دختر بچه اثر پیکاسو ” نانمایشنامه‌ای از یک نانمایشنامه نویس است، که با هیچ تمهیداتی، حتی با به یاری گرفتنِ اغراق‌گونه‌ی فانتزی قابلیت اجرا ندارد، و آنقدر مغشوش، بی‌اساس و پوچ جلوه می‌کند که از همان چند دیالوگ ابتدایی خواننده را به شدت پس می‌زند، اما برای اندک مردمانی که شکیبابی، ذوق و کنجکاویِ وافی برای به پایان رساندن‌اش را داشته باشند، می‌تواند بی‌سابقه‌ترین، بکرترین و ناب‌ترین لذت را به همراه داشته باشد، همان‌گونه که برای من چنین بوده.
و من “چهار دختر بچه”، این روایتِ دیوانه‌وار، بی‌پیرایه، جسورانه و نوآورانه‌ی بی‌قیدی، ساختارشکنی و بی‌تعهدی را دلپذیرترین، طرفه‌ترین، بهترین و نوازنده‌ترین نمایشنامه‌ای که خوانده‌ام، و حتی تا کنون پدید آمده می‌دانم.
پیکاسو با وجود فقدانِ صبغه‌ای در ادبیات و درام‌نویسی، با درهم‌تنیدنٍ شوک‌آورِ استعاره، اسطوره، افسانه، واقعیت، خیال، آرزو و انتزاع، نبوغِ رعدآسای خود را به رخ می‌کشد، و با کلمات تصاویری را نقش می‌زند، که با خط و رنگ ناممکن به نظر می‌رسید.

او با “چهار دختر بچه” دنیای ادبیات را به تکانشی شدید واداشت، و توانِ فرازرویِ خیال را تا دست‌نایافتنی‌ترین و افراشته‌ترین چکادهای تصور عروج داد….

 

حسین رضائی هنرمند متولد ۱۳۵۴ الیگودرز

حسین رضائی هنرمند متولد ۱۳۵۴ الیگودرز است. وی کارشناسی ریاضی محض خوانده است و سابقه همکاری با روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف را در سوابق خود دارا می باشد.
حسین رضائی در مورد خودش چنین گفته است: علاقه‌مند به نوشتن، گاهی از آنچه مرا به شوق وادارد، به هیجان آورد، نفرت‌ام را برانگیرد، یا درون‌ام را به آشوب کشاند چیری می‌نویسم.
می‌نویسم تا فراموش کنم
فراموش کنم آنچه آرامِ ذهن‌ام را به تموج واداشته…
درباره کتاب:
نمایشنامه «چهار دختربچه» نوشته پابلو پیکاسو با ترجمه ی «عاطفه طاهایی» به همراه مؤخره ای از «چارلز مارویتز» یکی از محبوب ترین ها در مجموعه ی تئاتر «نشرچشمه» است.
طاهایی، مترجم این کتاب معتقد است: متن «چهار دختربچه» به واسطه تصاویر غریب و وجود عنصر رنگ و دیگر عناصر بصری که یادآور تابلوهای او هستند مرتب حضور پیکاسو نقاش را به ما گوشزد می کند.
درست است که پیکاسو در این نمایشنامه با کلمات تصاویری را نقش می زند که ترسیم شان با خط و رنگ به نظر ناممکن می رسد ولی در گفتن اینکه پیکاسو کاری را که در نقاشی نمی توانسته بکند با کلمات انجام داده است. باید محتاط بود زیرا چنین باوری نتیجه نگاه ظرف و مظروفی به هنر است حال آنکه یک اثر هنری یا ادبی یک کل را می سازد که تاثیری یکه برجا می گذارند.
بخشی از کتاب
بیاین با ناخن تموم رز‏ها رو واکنیم و عطرشونو مثل خون بریزیم رو چینِ آتیش بازی‏های آوازهامون، رو پیشبندهای زرد و لاجوردی و سرخابی‏مون. بازی کنیم، همدیگه رو اذیت کنیم و از غیظ همدیگه رو با جیغ‏های ترسناک ببوسیم.

 

برای پیوستن به صفحه اینستاگرام روزالیگودرز بر روی لینک زیر کلیک کنید.

صفحه اینستاگرام روز الیگودرز

آماده سازی برای انتشار در وب سایت روزالیگودرز : برزین بسحاق

درباره ی manager roozaligudarz

همچنین ببینید

گرامیداشت سالگرد درگذشت ولی الله شاهسواری

گرامیداشت شانزدهمین سالگرد درگذشت ولی الله شاهسواری

این صفحه به پیشنهاد دکتر عظیم لک و به منظور زنده نگهداشتن نام و یاد  …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.