خانه / الیگودرز / تاریخ الیگودرز / شعرای الیگودرز / زندگینامه شاعر ذبیح الله صراطی الیگودرزی   متخلص به افشین

زندگینامه شاعر ذبیح الله صراطی الیگودرزی   متخلص به افشین

ذبیح الله صراطی الیگودرزی ، شاعری توانمند و با شعری زیبا و دلچسب

ذبیح الله صراطی الیگودرزی متولد ۱۳۴۴ الیگودرز است. شاعری است که سه دفتر شعر از او در فضای مجازی منتشر شده است. وی از تخلص افشین در اشعارش استفاده می کند. 

 

ذبیح الله صراطی الیگودرزی

ذبیح الله صراطی الیگودرزی (افشین) در دو سبک کلاسیک و نو اشعار بسیاری دارد. بغلاوه در موضوعات اجتماعی و فرهنگی هرازگاهی مطالبی به نثر منتشر می کند.

در زیر یکی از مطالب ایشان در مورد یلدا و پیشینه آن جهت اطلاع خوانندگان محترم منتشر می شود.

از اول برج (میزان) .مهرماه رفته رفته روزها کوتاه می شود وشبها بلندتر، هر روز تقریبا ۱/۵دقیقه ازتابش خورشید کسر می شود.

تا آخرین روز از برج (قوس) آذرماه که کوتاه ترین روز سال و بلند ترین شب سال است. که ایرانیان باستان با افروختن آتش وبیدار ماندن و گردهم جمع شدن سیاه ترین شب سال را بدرقه میکردند (زیرادر ایران باستان باتاریکی وسیاهی مبارزه میکردند وآتش می افروختند!! ) وزایش خورشید را جشن می گرفتند.

برای تولد خورشید( چله نشینی ) می کردند از این جهت شب اول دیماه را شب چله می گویند.
کلمه _یلدا_واژه ایست _ سریانی به معنای زایش وتولد.

عده ای ازصاحب نظران ،یلدا ، را تولد وزایش عیسی مسیح می دانند. که امروزه بدلیل  دقیق نبودن گاهشمار مسیحی۱۰ روز عقب تر رفته است.

ولی اکثر کارشناسان وصاحبنظران ..یلدا .. را تولد خورشید می دانند!. یلدا یعنی طلوع نور.یعنی زایش روشنایی .که برای پیروان فلسفه نور (مکتب اشراق)-فهلویون_ جشنی بزرگ وحادثه ای خوش یمن ومبارک است.

ذبیح الله صراطی الیگودرزی – برای شما هم مبارک باشد.

شهرستان الیگودرز مانند سایر مناطق کشور مهد پرورش بزرگان و اندیشمندان صاحب نامی است، وب سایت روزالیگودرز برای معرفی این بزرگان خلاصه ای از زندگینامه آنان را منتشر کرده است.                               برای آشنایی با این بزرگان بیشتر بخوانید: مشاهیر الیگودرز 

شعر رنگ عشق وزندگی از دفتر شعر شور مستی ذبیح الله صراطی الیگودرزی 

به نام آنکه دل را زندگی داد.

باتو هرجا هرزمان شادی شکوفا می شود.
زندگی با بودن تو شاد و زیبا می شود.

جویبار عاطفه ازسینه جاری می شود.
چشمه ی احساس ما همسنگ دریا می شود.

چشمهای پر فروغت ترجمان عاشقی ست.
من که هستم در کنارت عشق معنا می شود.

تو همان خونی که در رگهای من جاری شدی .
سینه ی من می طپد عمر تو احیا می شود.

من که شور زندگی هستم تو شیرین می شوی.
قلب من از شورش چشم تو شیدا می شود.

مثل خورشید درخشان نور می پاشی به من.
نقش من در پرتو نور تو پیدا می شود.

راه پر شیب وفراز زندگی در پیش ماست.
با توانمندی که دارم پای پیما می شود.

هر توانایی که دارم مثل شمشیر من است.
با تو این شمشیر من هم تیزو برا می شود.

با توانایی من با هوشمندی های ِتو .
هر گره افتد به کار زندگی وا می شود

من پناگاه تو هِستم پشت بان من تویی.
گر تو پشتیبان نباشی قامتم تا می شود

شیر غران هستم وشمشیر بران در کفم.
شیروخورشید وجود ما چه زیبا می شود.

چونکه در دلهای ما عشقی اهورایی نشست.
رنگ سرخ عاشقی از دل هویدا می شود.

شیر سرخ هستم که در ایران مقدس بوده است.
بانوی ایرانزمین خورشید والا می شود.

ما که راز عاشق را با شقایق گفته ایم.
سرخی رنگ شقایق از دل ما می شود.

شیروخورشیدی به رنگ سرخ عشق وزندگی.
بر درفش کاویان نقش تماشا می شود.

پایبند عاشقی و پاکدامن زیستن.
این نماد زندگی در ملک کسری می شود.

الیگودرز اسفند.۹۴

شعر مادر از دفتر شور و شیربن  ذبیح الله صراطی الیگودرزی  

مادر
.خدای مهربان با من چه ها کرد .
مرا از مادر خوبم جدا کرد .
.من از دیدار ما در بی نصیبم .
نمی گویم که در حقم جفا کرد .
. ولی در عنفوان نو جوانی .
مرا با کوه غمها آ شنا کرد .
.مرا در نو جوانی پیر کردند .
گلیم عمر من را نخ نما کرد .
.چه شوقی ازجوانی دردلم بود.
جوان بودم که پیری را صدا کرد.
. جوان آیینه ای از آ رزوهاست .
ولی آ یینه ی من را سیا کرد .
. نمی دیدم زلال چهره اش را .
کسی انگار بر آ یینه ؛ها کرد .
. مرا با مُهرِ ما در داغ کردند .
ولی از مِهر ما در بینوا کرد .
. برای اینکه ما در را بفهمم .
زِ مادر در دلم آ تش بپا کرد .
.میان مادر وکودک چه رازیست.
خدا باید که رازش بَر مَلا کرد .
. پَریشب کودک ذهنم زِغُصه .
به اشک وآه ما در را صدا کرد.
. هنوز انگار مادر دارد این طفل.
که نا آگاهِ خود آغوش وا کرد .
.ولی آغوش خالی شعله ور شد .
که از بی ما دری غوغا بپا کرد .
. فضایِ سینه ام از غم فلج شد .
که اشک چشم دَردَم را دَوا کرد.
.سحر بَرخاکِ سَردش گریه کردم.
به خوابم آمد و حاجت. رَوا کرد.
به هردَردی که دارم چاره سازاست.
که مادر را خدا مُشکل گُشا کرد .
. فقط بی مادری معنای دَرد است .
که مادر را خدا دَرد آشنا کرد .
. یقین دارم زِ راهِ مِهر وَرزی .
غَم بی مادری بَرمن عطا کرد .
.خودش می خواست دستم را بگیرد.
به مادر گفت تا دَ ستم رَها کرد .

۲۰/شهریور /۱۳۷۰سالروز مرگ مادرم که درسحرگاه.۲۰ /شهریور ۱۳۵۸/ آسمانی شدند.
. تمام اشکها یم تقدیم مادرانی که با ایمان به خداوند وعشق-
– به انسانیت وشورمیهن پرستی فرزندان خود را پرورش می دهند .

 

شعر اندیشه های رنگین از دفتر شعر شور و شیرین سپید ذبیح الله صراطی الیگودرزی

بنا م .آ فرید گا ر هستی.
.* * *
. عا شقا نه
….در بهتر ین شکل شقا یق جلوه کردی –
– به جنو نم کشا ندی ؛؛؛؛؛؛
.. زَ بو نم نکن ,,,,,,,
…. آ یینه ی شکسته بها یی ندا رد ! !
. .* * * *
ما ند گا ر .
. سیا ه با لا ترین رنگ است .!
…سپید وسیع ترین رنگ ,,,,, وسیع ترین عر صه .!
– و سبز پا ک تر ین .ا ند یشه .
….سرخ مقدس ترین . راه ! !
. .* * * *
ا ند یشه بر ا نگیز .
. معبود تو در آ سما ن است .
.و آ سما ن در معبود من . جزیی از کُل .
. .* * * *
ا ند یشه سوز .
. تو در محیطِ زا و یه ریا ضت می کشی ,,,,,,
.. و من رها از زا ویه ریا ضی . در محیطِ مُتنا هی ؛؛؛؛؛
– سِیرِ لا یتنا هی دارم .! !
. .* * * *
. خود ت را بد د یدی .
..آیینه را شکستی سر بی راه شدی .
. خو دم را شکستم سر براه بود م .- شدم .
. تما م هستی شا مل آ یینه ی من ا ست .!
. .* * * *
. کو تا هترین .
. بهتر ین ها ،،،، مِهتر .= بَر تر . هستند.
… نه اینکه :
. مِهتر ها – بهتر با شند .
…… بِه – مِه . نَه. مِه – بِه .** درج شده بر نگین ا نگشتر ی خسرو انو شیر وا ن.
نشا نه ها یی از کوتاه سرو دن در فهلویا ت زمان سا سا نی.

درباره ی manager roozaligudarz

مطلب پیشنهادی

سید کمال الدین رضوی الیگودرزی

استاد سید کمال الدین رضوی دبیر بازنشسته و شاعر الیگودرزی

استاد سید کمال الدین رضوی، اولین رییس انجمن ادبی فردوسی الیگودرز سید کمال الدین رضوی که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *